سهم من از روزگار یک دلی که سوخته
شرح دل اندوخته ، هر ورقش سوخته
دسته رغیبه زمان ، شرحی نو اندوخته
داغ دلی تافته ، قلبی بر افروخته
از دل این سرزمین آه ، جگر سوخته
ثانیه ها سوخته ، شمعی بر افروخته
داد از این سرنوشت ، مشق مرا سوخته
عشق و غزل ساخته ، یک دو دلی باخته
هوش و هواس زمان ، ساحلی انداخته
شاخه گلی ساختم ، پیش دل انداختم
از بدی و سرنوشت ، قلب و دلم باختم
ثانیه ای سوختم ، درد برافروختم
شرح دل اندوختم ، از غمه تو سوختم
شمعی برافروختم ، چشمی به در دوختم
اشک و دلم باختم ، باز خودم سوختم
از اینکه در این مدت مرا همراهی کردید ممنون و سپاسگذارم .
می دانم به شما سر نزدم و در جواب الطاف شما عزیزان غرق در سکوت بودم ،
ولی بعد از شش ماه بازگشتم .
منتظر دیدن رد پای ستاره ایتان در شبهای خاموش هستم .