چشم خودم رو بستم و ، به انتظارنشسته ام
تو دنیای تباهی ات ، یک دنیا شکسته ام
چشم تو رو تو آینه ، دیدم که فریاد می زنه
دیدم که اشک رو صورت رنگه غروبه رفتنه
دیدم که باز آینه رو ، ها می کنی به یک نفس
دیدم که دیدی چشم تو ، دنبالمه مثل قفس
امروزهزارسال عزیزم ازلحظه هامون می گذره
می گن دیگه عاشق نشو ، تنهایی خیلی بهتره
ولی وقتی بارون می یاد ، خاطره ها جون می گیرن
صدای اشک ، مه رو شیشه طاقته من رو می گیرن
رفتی و تنها خاطرت ، قلبه من و می سوزونه
نگاه پشت پنجرت ، همیشه آواز می خونه !!!